
قبل از تو درگیر خودم بودم
قلبم یه مشت رویای درهم داشت
و برگ و نمنم
این لعنتی عطر تو رو کم داشت!
تا جور تلخی مبتلا باشه
دیوونگی خوبه به شرطی که
شالت شروع ماجرا باشه!
تو دردسرسازه
وقتی تبت انقدر واگیره
من چندمین مَردم که با تیغِ
زنجانی ابروت میمیره!
دیدی چقدر محتاج تسکینم
دیدی و دستامو رها کردی
دریای بیرحم، اون همه بازی
با کشتی بیناخدا کردی!
از هر مسیری بریدم چون
بیراههی مطلوب من بودی
ودکای روسی، تلخ لذتبخش
بد بودی اما خوبِ من بودی!
با اون همه دشمن که دورم بود
زخمی که خوردم از خودی خوردم
مختاری اما خب.. رعایت کن
کمتر مراعاتم کنی مُردم!
برچسب:
نویسنده: باربد طاهری